دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ sarina the aolfini marriage 1434یه چیزی که بابتش خیلی شرمسارم اینکه مفهوم شعر نو رو متوجه نمیشم . اکثر شعر های کلاسیک رو میفهمم البته ادعا نمیکنم که فهم تمام ابیات اسونه ولی خب اگه به یک بیت دشوار برخوردم با چند بار تلاش خوانش درست و سرچ معنی یکی دو واژه مفهوم شعر دستم میاد ولی اشعار فروغ و سهراپ و شاملو و نیما رو بذاری جلوم دوست دارم صورتمو چنگ بزنم .مثلا این شعر شاملو :
و اغوشت / اندک جایی برای زیستن / اندک جایی برای مردن / و گریز از شهر / که با هزار انگشت
برچسب:
نویسنده: فاطمه رفیعی
سرش از تنش گم شده و گه گاه در " بار " های اینجا به دنبالش میگردد جمعه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ sarina دراز کشید و مرد . انگاه هر پاره از جسدش به جیزی در طبیعت بدل شد : نفسش به باد و ابر ، چشم هایش به ماه و خورشید ، گیسوانش به ستاره ها ، خونش به دریاها و رودها ، عرقش به باران ، صدایش به تندر ، استحوان ها و دندان هایش به صخره ها و معادن تبدیل گردید . در نهایت حشرات زیادی که گرد جسد اوپرسه می زدند ، به ادمی تبدیل شدند .پ.ن 1 : frogs to apollo feat
برچسب:
نویسنده: فاطمه رفیعی
الان چرا من باید خواب ببینم که یه ملخ به یه پسر بچه تبدیل میشه بعد من چشم راستمو از کاسه درمیارم و بهش میدم ↑_(ΦwΦ)Ψ
برچسب:
نویسنده: فاطمه رفیعی
برای منی که از پرستاری و مراقب و لمس کردن پوست بدم میاد میشه به موفق بودن توی این رشته امیدوار بود؟
برچسب:
نویسنده: فاطمه رفیعی